چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی چراغ خلوت این عاشق کهن باشی ـ هوشنگ ابتهاج (سایه) این قطعه تلاشی است برای ایستادن در سکوت؛ در لحظهای که صداها عقب مینشینند و نبودن، بیش از بودن احساس میشود. «آنجا که کسی نیست» روایتِ خاطرهای مشخص نیست، بلکه فضایی است برای مواجهه با خلأ؛ جایی میان گذشته و اکنون، که شنونده میتواند تنهاییِ خود را در آن بیابد. این موسیقی دربارهی فقدان نیست، بلکه دربارهی ماندن در سکوتی است که پس از آن باقی میماند؛ سکوتی که گاه تنها چراغ آن، خاطرهای دور است.